![]()
تا بار گذاری صفحه کمی صبر کنید
نمونه اي از اهرام قاره آمريکا در 2500 سال گذشته
تاريخ آمريکا پيش از رسيدن اروپائيان به آنجا تقريبآ ناگتفه مانده است، بطوريکه هم اکنون نيز همه ساله بخش هاي تازه اي از آن آشکار مي شود.
نخستين انسانهايي که به قاره آمريکا رسيدند، بخشي از موج مردماني بودند که به آرامي از آفريقا گذر کرده به قاره هاي ديگر رفته بودند. پاره اي از اين مردمان حدود يکصد هزار سال پيش ابتدا به آسيا و اروپا مهاجرت کردند. زماني گروه هاي اندکي از همين مردمان به اقيانوس آرام رسيدند و حتي از اقيانوس نيز گذشتند و خود را به استراليا رساندند. سر انجام چهارده هزار سال پيش يا اندکي زودتر گروه هاي انساني از آسيا گذر کردند و خود را به قاره آمريکا رساندند.
اين گروه هاي انساني، مانند ساير گروه هاي آن دوران، هنر و مهارت بقا و زنده ماندن را داشتند و نيز صاحب ابزارهاي سنگي، استخواني و چوبي بودند. به همين ترتيب داراي فرهنگ پر اهميت در کنار هم و باهم زيستن بودند که در نتيجه برايشان جا و مکاني در جهان فراهم مي آورد. اما هنوز به کشاورزي دست نيافته بودند و با راه هاي پر پيچ و خمي که در زندگي امروز تمدن ناميده مي شود آشنا نشده بودند.
از صنايع دستي استک (aztec)
طي هزاران سال پيش از کشف آمريکا به دست کاشفان اروپايي در سال 1492 ، مردماني که امروز به بومي آمريکايي يا سرخپوست معروفند در جدايي و انزواي مطلق از قسمت هاي ديگر جهان تکامل يافتند. جدايي اين بوميان بدان معنا نيست که آنان همگي يک شکل و يکسان ماندند. اجتماعاتی متنوع و گونه گون در میان آنان پدید آمد. گروه هایی از آنان به شیوه خود و با استعدادهای خاص خویش تکامل یافتند، گروه هایی نیز نابود شدند و از میان رفتند …
مردمان و اقوام گوناگون دو قاره آمریکا هر یک تاریخ مخصوص به خود را داشتند، دقیقا” مانند اروپاییان. هر گروهی افسانه آفرینش مخصوص به خود را داشت، افسانه ای که مردمان آن گروه را به همان بخش از زمین خودشان مربوط می ساخت. سالخوردگان در تمام جوامع بومی حافظ خاطرات گذشته بودند. آنان با داستانها، ترانه ها، اشعار و مراسم در زنده نگه داشتن سنت ها و وقایع معنا دار می کوشیدند. علاوه بر آن اشیاء نیز معرف گذشته بودند. یک چپق ممکن بود نیای آنان را که سازنده چپق بود به یاد آورد و دود کردن و کشیدن تنباکو توسط آن چپق، احترام به روح نیاکان …
ورود اروپاییان
یک زن بومی آمریکایی
از آثار وحشتناک ورود اروپائیان به آمریکا، انکار اهمیت و حتی وجود تاریخ پر شکوه بومیان در آمریکا بود. از آن چا که نست های دو قاره آمریکا با سنت های اروپا بسیار متفاوت بود، برای اروپائیان تقریبا” غیر ممکن بود که درک کنند این مردمان هم برای خود تاریخی داشته اند مردمی که حتی برای ثبت و ضبط تاریخ خود روش معتبری داشتند.علائم سابقه های تاریخی بومیان که به شکل اشیا، نوشتار یا تصویر وجود داشتند غالبا” توسط اروپایی ها منهدم و نابود می شد. چون طبق سلیقه مذهبی و طرز تفکر آنان نبود. تاریخ را بزرگسالان و سالخوردگان به جوانان منتقل می کردند ولی هنگامی که بیماری، جنگ، و جابجایی اجباری، کار تربیت کودکان و تشریفات قبیله ای را مختل می کرد، تاریخ رنگ می باخت. بنابراین در خلال چند نسل پس از ورود اروپائیان قسمت عمده تاریخ آمریکا از میان رفت.
با این همه، این حقیقت تلخ پایان ماجرا نیست با وجود تخریب گذشته این مردمان، بومیان موفق شدند از راه های گوناگونی تاریخ خود را زنده نگه دارند. این تاریخ در نام مکانها، آوازها، داستانهای خانوادگی، اسطوره ها و آداب و رسوم، هستی خود را نشان می دهد … تاریخ آمریکای باستان در اشیاء بسیار کهن که در مجموعه های خصوصی یا در موزه ها نگهداری می شود زندگی می کند.